محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

97

اكسير اعظم ( فارسى )

و حبها كه در علاج ماليخوليا بيايد بايد كرد و همه تدابير از آن نوع بايد ساخت . و اين حب سخت نافع بود پوست بليله زرد چهار دانگ افتيمون نيم درم غاريقون دو دانگ نمك نفطى و بسفائج و حجر ارمنى مغسول و خربق سياه هر يك دانگى به دستور معمول حب سازند و اين همه يك شربت است و اين نقوع صبر آن را نافع است و نسخه او همان است كه در علاج صداع بلغمى در قول ابو سهل گذشت ليكن در اينجا وزن از پوست بيخ باديان تا اصل السوس هر يك ده درم سنبل و قصب الزريره هر يك سه درم است و شحم حنظل مطروح و وزن صبر ده درم . [ ابن الياس و خجندى ] ابن الياس و خجندى مىگويند كه اسهال سودا باسطوخودوس و غير آن كه در قول مسيحى گذشت و ايارجات و حبوب نمايند بعد از آن تعديل مزاج و تغريق رأس بادهان حاره رطبه نيم‌گرم مثل روغن نرگس و روغن بادام شيرين كنند و بايد كه هر روز جلاب از بادرنجبويه دو درم اصل السوس مقشر كوفته سه درم گاو زبان دو درم و شكر يا گلقند ده درم بنوشند و بمزوره نخود بشيره قرطم غذا سازند و بعد ظهور نضج تنقيه دماغ بحب ايارج و شبيار يا بحب صبر يا بنقوع صبر يا مطبوخ افتيمون نمايند و يا اين حب افتيمون بدهند كه اسهال سودا و تنقيه سر از ماده سوداوى بى غائله كند افتيمون دو درم غاريقون تربد مقشر به روغن بادام چرب كرده اسطوخودوس بسفائج هر واحد يك درم كوفته بيخته به عرق باديان حب بسته بدارند و اين يك شربت است . [ بولس ] بولس گفته كه صداع حادث از سودا ضعيف بود . [ جالينوس ] و جالينوس گويد كه من در صداع بارد مزمن سوداوى خردل ممضوغ بر سر مىنهم . و ايضا روغن او گرفته بر سر ميگزارم و صحت مىشود . و ايضا او گفته كه در علاج صداع سوداوى استعمال حبوب و مسهلات قويه بتكرار نمايند زيرا كه سودا خلط غليظ است به سهولت بر نمىآيد و بيدارى طويل و خواب صداع آورند و از اغذيه بارده و حامضه مثل مصليه و دوغباج و سكباج و اهاليه و لاحشه و مانند آن اجتناب نمايند . [ سعيد ] سعيد گويد كه تنقيه خلط سوداوى به طبيخ افتيمون كنند اگر خلط در تمامى بدن منتشر باشد و بقى اگر فضله در معده محتبس بود . و اگر ماده در سر محتقن باشد تصد تنقيه رأس به غرغره نمايند از ايارج و يا سكنجبين عنصلى و از پوست بيخ كبر به عسل سرشته در آب گرم حل كرده و سعوط بمسكه مصفى يا پيه بط با قدرى آب مرزنجوش كنند . و اگر مع لك آثار حرارت ظاهر شود به روغن بنفشه و شير دختران و روغن تخم كدو چند روز سعوط نمايند و روغن سوسن يا روغن زعفران بر سر مالند و آبى كه در آن بيخ سوسن آسمانجونى و شبت جوشانيده باشند بر سر ريزند و غذاى ملطف مثل نخوداب و زيرباج چوزه مرغ و گوشت حملان معمول بچقندر و گزر و هليون سازند و شراب رقيق نوشانند و اندك حلواى شكرى دهند و در حمام داخل كنند و آب نيم‌گرم بر سر ريزند و از اغذيه شديد الحراره و از طول مقام در جاى گرم حذر نمايند . علاج صداع ريحى داخلى و ريح داخلى آن است كه در نفس دماغ يا بدن متولد شود و در سر محتقن گردد بهر تحليل آن باديان انيسون زيره سياه در گلاب و عرق باديان جوشانيده گلقند داخل كرده بنوشند و نوشيدن شيره قاقله كبار مجرب سويدى است . و نرم داشتن طبيعت مناسب است و بابونه و اكليل الملك و شيح و برنجاسف و نمام و برگ غار و شونيز و پودينه و سداب به قدر مناسب گرفته در آب جوشانيده نيم‌گرم بر سر ريزند و تخم شبت بابونه پودينه دشتى سداب بوره ارمنى سبوس گندم در صره بسته گرم كرده تكميد مايند . و اگر اين ادويه در آب پخته بر بخار آن انكباب كنند و به آب آن نطول سازند بهتر باشد و يا باديان مرزنجوش در آب پخته بر بخار او سر بدارند و ماليدن روغن بابونه و شبت بر رگهاى گردن و كتفين و صدغين نيز گاهى بى تنقيه فائده مىكند و شميدن ياسمين براى ازاله صداع ريحى مجرب ابن بيطار است . و از فلفل و جندبيدستر و مشك عطسه آورند و عطوس از زنجبيل و شكر مجرب است و كذا فلفل و جندبيدستر و عاقرقرحا مساوى قوى الاثر و عطوس هندى نيز در اين باب از مجربات است و صبر و كندش و زعفران و فلفل سفيد و مشك به آب مرزنجوش حل كرده در بينى چكانند . و اگر از اين تدبير زائل نگردد و بعد نضج از منضج بلغم به مسهل آن و حب ايارج تنقيه كنند . و اگر مبداى رياح معده باشد تنقيه آن و ديگر تدابير به دستورى نمايند كه در علاج صداع شركى معدى ريحى بيايد و سفوف سداب انيسون باديان پودينه زيره سياه مدبر مساوى شكر برابر همه كوفته بيخته دو درم خورده باشند و سفوف اصول يا حاكمى و حب هندى استعمال كنند و دواء المسك حلو و مر و ترياق و ديگر ادويه مقوى دماغ و معده مثل فلاسفه و اطريفل كبير و متوسط و صغير و حافظ الصحه و مزيد عمر نافع است .